از رنجی که می بریم . . .

28/03/2011

چه رنجی است رو به روی دختری که که دلت برایش قنج می رود بنشینی و راجب آب و هوا ، دردسرهای کاری ، حال و احوال دوستان مشترک و بیست شش موضوع مزخرف دیگر صحبت کنی . و حواست هم باشد که زیادی به چشماش خیره نشی یا اونقدر محو آهنگ صداش نشی که یادت بره تو هم باید حرف بزنی و ثابت کنی که لال نیستی ! آره باید به دست های روی میز با حسرتی نگاه کنی که نشه از روی چشمات خواندش و همزمان هی برای خودت تکرار کنی که عزیزم اینا فقط نگاه کردنی ها نکنه . . .

مثل دیوانه زل زدم به خودم

16/03/2011

حال بدیست که دوست داشته باشی بنویسی ، یعنی یکجورهایی هوای نوشتن داشته باشی و فکر کنی الان وقتشه و خسته و بی حوصله شاکی از دنیا هم باشی و اتفاقا غروب یکی از روزهای آخر اسفند هم باشه ، اما نتونی و هی با خودت کلنجار بری و ببینی خالی هستی ، خالی ازکلمه از احساس یا هر بهونه ای که بشه نوشتش . . .
اونوقته که از این اراجیف  ↑  می نویسی

کو تا تطهیر !

01/01/2011

“اگر خدا و رهبری هم سران فتنه را
ببخشند، آنها تطهیر نمی‌شوند

علیرضا مرندی
نماینده تهران

آهای من یک برگزیدم !

22/09/2010

برگزيده بودن يک مفهوم دينی است و معنايش اين است که شخص بی‌آن‌که لياقتی ابراز کرده‌باشد، به‌حکم قدرتی فوق طبيعی و به‌خواست آزادانه‌، يا حتی بلهوسانه خداوند‌، انتخاب می‌شود تا مقامی ويژه و بالا‌تر از ديگران بيابد‌. تنها چنين باوری بود که مقدسين را قادر می‌ساخت تاب تحمل سنگ‌دلانه‌ترين آزار‌ها را داشته‌باشند. مفاهيم دينی در ابتذال زندگی ما به طنز شباهت پيدا می‌کنند.‌ هر‌کدام از ما کم‌وبيش رنج می‌بريم از اين‌که زندگی ما تا اين اندازه معمولی است‌. ما می‌خواهيم از همانند ديگران بودن بگريزيم و خود را به درجه عالی‌تری ارتقاء بدهيم‌. هر‌يک از ما با شدت و ضعف متفاوت به اين وهم دچار شده‌ايم که لايق اين ارتقاء هستيم‌، که از پيش تعيين و برگزيده شده‌ايم‌. *

میلان کوندرا – آهستگی

 

از من گفتن

22/09/2010

الف : ای بابا چقدر عطسه می کنی! ;)
ب: می گی چی کار کنم حساسیته ، دست خودم که نیست .
ج: از من گفتن ، اگه بهش رو بدین از فردا سرفه هم می کنه ها.

جرات برگشتن

07/09/2010

جرات می خواهد ، هر از گاهی برگشتن ، و به گذشته نیم نگاهی انداختن .

 

source: http://jjwhenry.deviantart.com/art/The-Path-38664435?q=boost%3Apopular+Foggy+path&qo=107

ما . . . ؟

07/09/2010

دولتي كه با شعار ”ما مي‌توانيم“ آمد، اخيرا مي‌گويد ”ما نمي‌توانيم”! *

*داريوش قنبري


دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.